|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 16:32 توسط دختر تنها |
سلام سلام سلام من دوباره اومدم كه اين وب رو با كمك شما دوستان عزيز راه اندازيش كنيم آميدوارم مثل هميشه به من سر بزنيد و كمكم كنيد + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 17:42 توسط دختر تنها |
سلام به همه ی دوستان عزیزم از همتون ممنونم که توی این مدت به من سر زدین نظر دادین راهنماییم کردین و با هم درددل کردیم می خواستم ازتون خداحافظی کنم و بگم که برای مدت طولانی میرم بازم ممنون خداحااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااافظ + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 20:56 توسط دختر تنها |
اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز كان سوخته را جان شد و آواز نيامد + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 16:29 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 17:19 توسط دختر تنها |
این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم می گریزی ز من و در طلبت باز هم کوشش باطل دارم بار لبهای عطش کرده مان عشق سوزان تو را می جوید می تپد قلبم و با هر تپشی قصه عشق تو را می گوید بخت اکر از تو جدایم کرده است می گسایم گره از بخت چه باک ترسم این عشق سرانجام مرا بکشد تا به سرا پرده خاک این چه عشقی است که در دل دارم من از این عشق چه حاصل دارم + نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 17:18 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 14:15 توسط دختر تنها |
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم بی تو من اسیر دست آرزو های محالم یاد من نبودی اما،من به یاد تو شکستم غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش + نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 14:10 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 0:36 توسط دختر تنها |
در جلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید! و یک فعل تنهایی و دلتنگی... درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود! در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سر سره بازی می کند! و برگه سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد! عشق تو نوشتنی نیست... در برگه ام،کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم! وقت تمام است. برگه ها بالا...
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 0:33 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 17:1 توسط دختر تنها |
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم یک لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم روشن تریم ستاره ام می خواهمت،می خواهمت تو ماند گاری در دلم می دانمت،می دانمت ای همه وجود من نبود تو نبود من + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 16:58 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 12:39 توسط دختر تنها |
بهش گفتم دوسش دارم.بهش گفتم همیشه تو رویاهام باهام بوده. گفت:منم برای خودم رویایی داشتم. حرفی نداشتم بزنم.آخه دوسش داشتم. اونو با رویاهاش راحت گذاشتم. دیشب تا صبح بیدار بودم.آخه دوسش داشتم.فکر کردم یه نفر باید از عشق گذشتگی کنه.به خاطرش از عشقش گذشتم. خدایا<<...و تو خوب می دانی سخاوتمند تر از آن هستم که دل داده ام را باز ستانم...و من می ترسم از روزی که نیمه های شب صدای هق هق فرو خورده اش را از پشت پنجره ام بشنوم...>> و اما عشق من تنها جرعه ای نوشیدمت و هنوز مستم...وای اگرم نوشی بود و سر مستم چنین...تو مستم کن به بوسه ای...من از جامت تنها به جرعه ای کفایتم... آخر بهش گفتم دوسش دارم....... اما سپردمش دست خدا و رویاهاش.....و زیر لب آروم برای خودم زمزمه کردم.... گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه و فکر خطر باش + نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 12:36 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 16:37 توسط دختر تنها |
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو یک روز نشد خاطرم شاد از تو دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من یک جان و هزار گونه فریاد از تو + نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 16:35 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 19:31 توسط دختر تنها |
در این دنیا نکردم من گناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر اینک نگاهی شد گناهی مجازاتم بکن هر طور که خواهی در این دنیا من او را می پرستم هم او را هم خدا را می پرستم تمام مردمان یکتا پرستند ولیکن من ۲ تا را می پرستم + نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 19:30 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 2:7 توسط دختر تنها |
همونقدر که ستاره است اگر ماه بود بازم این آسمون بی تو سیاه بود + نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 2:4 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 12:15 توسط دختر تنها |
ای نگاهت رونق فردای من با تو معنی می شود دنیای من ای کلامت بهترین اثبات عشق با تو ماندن آرزو رویای من + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 12:5 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 12:31 توسط دختر تنها |
عشق امانت با ارزشی است که هر کس آن را در قلبش نگه میدارد برای همین است که هر وقت بخواهی عشقت را از کسی پس بگیری باید قلبش را بشکنی + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 12:0 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 11:8 توسط دختر تنها |
اگر ابر بودم می باریدم اگر باد بودم می وزیدم اگر مهر بودم می تابیدم اگر خدا بودم می آفریدم تا بدانی دوستت دارم اگر ابر بودی به انتظار اشک می نشستم اگر باد بودی چون برگ خزان خودم را به دستت می سپردم اگر مهر بودی در پرتوات خود را گرم می کردم اگر خدا بودی به تو ایمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم اگر هیچ بودی از تو ابر سپیدی می ساختم از تو خورشید با شکوهی به وجود می آوردم تو را نسیم ملایمی می کردم از تو خدایی بزرگ می ساختم تا بدانی که فقط تو را دوست دارم + نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 10:50 توسط دختر تنها |
گل همیشه نازم نبودی چاره سازم نکردی مهربونی به قلب پر نیازم آخه این اسمش وفا نیست راه و رسم عاشقا نیست وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روا نیست + نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387 12:38 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 12:27 توسط دختر تنها |
من بماندم گفتم این پروانه خواهد سوخت کاو بود مست عشق و دور شمع در پرواز بود + نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 12:24 توسط دختر تنها |
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387 19:1 توسط دختر تنها |
|